به گزارش مفدابهشتی- حامد اسدزاده فارغ التحصیل رشتهی طراحی صنعتی، مدرس دانشگاه و با رویکردی علمی در طراحی لباس و مؤسس بنیاد علمی «مکتب طراحی» و پژوهشگر و مخترع و پژوهشگر حوزههای اپتیک، الکترومغناطیس، امواج، فلسفه و تاریخ هنر است که به روابط عمومی معاونت نه نگفت و با صمیمیت و حجب ذاتی پرسشهای فرستادهشده را بهگرمی پاسخ نوشت.
نخستین پرسش ما از شما این است: روز پنجم اسفند را به نام دانشمند ایرانی، خواجه نصیر توسی روز مهندس نامگذاری کردهاند. به نظر شما وجه تسمیهی این روز چیست؟
سلام و درود، ممنون هستم از شما که در چنین روز مبارکی از من دعوت کردید که هم صحبت شما باشم. این انتخاب بسیار هوشمندانه و دقیق است. قبل از هر چیز لازم میدانم توضیح کوتاهی در مورد حکمت در نگاه ایرانی بدهم. یکی از مهمترین چشماندازهای علمی ایرانی، تسلط شخصیت دانشمند نهتنها بر یک موضوع، که احاطه بر انواع علوم و گرایشهاست. بدین ترتیب، به چنین کسی حکیم اطلاق میشود. با نگاهی گذرا شاهد وجود چنین خصیصهای بین تمام بزرگان علم ایرانی هستیم. چیزی که امروزه بهتازگی وارد فلسفهی علمی غرب شده و حوزههای میانرشتهای را در سیستم آموزشی آنها نیز شکل دادهاست.
نکتهی دیگر آنکه واژهی «مهندس» به معنای کسیست که هندسه میداند. ریشهی این کلمه از واژهی «هنتاچک» زبان پهلوی ساسانیست که در زبان امروزی فارسی به واژهی «اندازه» تغییر یافته است. خواجه توسی هم در هندسه، هم در نجوم، هم در علوم تجربی، هم در علوم منقول و اخلاق و منطق و هم در مهندسی صاحب نگاه و اثر است و جمع تمام این صفات ایشان را حائز رتبهی حکمت میکند و مجموعه این علوم ایشان را شخصیتی تأثیرگذار در تاریخ علمی ایران نموده است.
وضع علمی ایران تا قبل از دوران رواج آموزش علمی غربی در ایران، شکلی پویا و دینامیک داشت. صرف نظر از درستی یا نادرستی نظریات، شاهد وجود پارادایمهای علمی مختلف بودهایم که حکیمان ایرانی هر یک ادامهدهندهی یکی از این نظریات و تئوریها بودند.
از مهمترین خدمات حکیم توسی ساخت رصدخانهی مراغه است که با تلقی امروز ما از مهندسی، تطابق بیشتری دارد. نکتهی جالب دیگر اینکه در زمان حیات وی، دانشمندان ایرانی نهفقط در سطح زمین، که حتی آسمانها و کهکشان دنبال پرسشهای علمی خود بودند. با این توصیفات هر یک از حکیمان ایرانی جایگاه مهندسی نیز داشتهاند؛ اما انتخاب خواجه نصیر نیز انتخابی زیبا و دقیق است.
پرسش دومی که از شما داریم به نظر شما برمیگردد، درمورد نزدیکیِ رشتههای علوم پزشکی با مهندسی. آیا این امکان وجود دارد که رشتهیی بینابین این دو در کشور تعریف کرد؟
با نگاهی به تاریخ علم، تمام دورانهای طلایی پیشرفت بشر و تمام گامهای مؤثر انسانی با همکاری علوم محض، علوم کاربردی، و علوم تجربی به دست آمده است، شاید سادهترین مثال، دوران رنسانس باشد که مهندسان و پزشکان با همکاری مستقیم در ساختارهای علمی گذشته تغییر ایجاد کردند و به پیشرفت علم بشر یاری رساندند. امروز نیز که با بروز همهگیری جهانی متوجه این نکته شدهایم که پیشرفتهای علمی ما توانایی مقابله با ویروسی را که با چشم دیده نمیشود، ندارد، نیز دوباره باید رجعت به علم داشته باشیم و با کنار گذاشتن اشکال فانتزی و نمایشی بروز یافته در زندگی معاصر بشر با علم دوباره حیاتمان را در طبیعت تثبیت کنیم، که این مهم از طریق ارتباط بین علوم کاربردی و تجربی ممکن خواهد بود. گان ایزولهای که من طراحی کردم، نیز نمونهای از الزام وجود ارتباط بین بخشهای مختلف علم است.
بله. شما در یک اختراع بر اساس مسؤولیت اجتماعی در همکاری با دانشگاه ما توانستید نوع جدیدی از گان ایزوله را پدید آورید. به نظر شما چه قدر علوم پزشکی در این اختراع سهیم بود؟
گان ایزولهی پزشکی، با توجه به تمام تجربیات فنی، علمی، مهندسی و تجربی طراحی شده است. من در جایگاه پدر طراحی لباس علمی در ایران باید ارتباطی بین علوم برای ساخت این محصول به وجود میآوردم. این گان نمونهای از بهکارگیری مستقیم انواع علوم در به نتیجه رساندن محصولیست که زندگی انسان را راحتتر و ایمنتر میکند. در جهان امروز بدون تسلط یا حداقل دانش بالا از علوم و مفاهیم فنی و تجربی، امکان طراحی و ساخت محصولی که در تمام جنبههای مصرف، کاربردی باشد، وجود ندارد و بهواقع امکان اندازهگیری تأثیر هریک از علوم در به وجود آمدن گان جدید به دلیل تنگاتنگ بودن استفاده و همکاری میانرشتهای وجود ندارد. باید در این وضعیت سخت انسانی به طور کلی «علم» را ستایش کرد.
به نظر شما جای چه رشتهی مهندسی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی خالیست؟
به نظر من در درجهی اول مهمتر از رشتههای مهندسی که امکان تدریس آنها در دانشگاه شهید بهشتی وجود دارد، نوع آموزش رشتههای مهندسیست. متأسفانه رشتههای مهندسی امروز در کشور ما و چه بسا در بسیاری از کشورهای مترقی دیگر به صورت –آموزشمحور- و با تکیه و تأکید بر آموزشهای فرموله، جزوهنویسی، و امتحان از روی جزوههاست که بیگمان از تجربه و خلاقیت تهیست. رشتههای مهندسی نیز مانند رشتههای پزشکی به آموزشهای حین کار، کارگاهی و دورههای خدمت حین تحصیل دانشجویان در صنایع و بخشهای مختلف نیاز دارد؛ مانند روشی که در آموزش پزشکی به صورت بالینی، بیمارستانی و آزمایشگاهی اتفاق میافتد.
امروز تعداد مهندسان دارای مدرک در ایران نسبت به جمعیت بسیار بالاست؛ اما سوال مهم این است که با توجه به نوع آموزش امکان جذب این مهندسان در بخشهای مختلف وجود دارد یا نه؟ و در صورت جذب، نقشی درست را میتوانند ایفا کنند؟ علاقه به تحصیلات عالی در بین جوانان ایرانی فرصت مغتنمیست که با نوع آموزش نامناسب به فرصتسوزی بدل میشود
دانشگاه شهید بهشتی که دانشگاهی بزرگ و تأثیرگذار است، میتواند با طرح درسهایی جدید و دادن تخصصهای میانرشتهای، هم پلی بین مهندسی و پزشکی باشد و هم نوع آموزش را تغییر دهد که در این مسیر من در معاونت فرهنگی دانشگاه به همت جناب آقای دکتر امام هادی پیگیر این مسأله هستم.
نکتهی دیگر نگاه علمی و مهارتمحور به تمام رشتههاست که متأسفانه امروز نگاهی محدود به آنها داریم؛ برای مثال، طراحی لباس که من در میان استادان این رشته، دغدغهی علمی کردن آن را دارم، متأسفانه به صورت کامل جریانی هنری تلقی میشود. گفتنیست که در دنیای امروز حتی هنر نیز بدون دستاندازی به علم قدرت بروز و صدور ندارد. رشتهی طراحی لباس رشتهای علمیست که استادانی که به غلط در این رشته آموزش دیدهاند، و همان راه اشتباه را جلوی پای جوانان علاقهمند میگذراند.
ما برای صدور فرهنگمان، برای صنعتی شدن بخشهای تأثیرگذار فرهنگیمان -مانند همین حوزهی طراحی لباس- و حتی برای کارآفرینی به نگاهی علمی در این حوزه نیاز داریم. امیدوارم با دقت نظر، همراه با حکمت ایرانی شاهد تلفیق تمام رشتهها با علم باشیم، تا به سرافرازی کشورمان دامن زنیم.
انتهای مصاحبه
کد خبرنگار: 110215
ارسال نظر